السيد هبة الدين الشهرستاني ( مترجم : ميرزاده اهرى )

104

ما هو نهج البلاغة ( در پيرامون نهج البلاغه ) ( فارسى )

پيروان او ، و در آخر مبتلا به مخالفت و شورش يارانش شد كه به واسطهء اختلاف نظرها و تضادها و منظورها و كارهاى عجيب ، و تحكم و زورگوئى كه داشتند ، با آن حضرت مواجه گشتند ، بطورى كه سينهء انسان بردبار و صبر صابران از آن به تنگ آمد ! ! تمام اين‌ها نيز انديشه او را روشن‌تر و ذهن آهنين او را بازتر كرد ، و موجب شد كه حكمتهاى عاليه و آراء و انديشه‌هاى متين او بيش از پيش جوشش و فيضان كند ، و آيا عقل و انديشه جز تجربه و آزمايش هست ؟ ! گمان مىكنم تو خواننده از آنچه اخيرا تذكر داديم به ياد مىآورى كه على ( عليه السّلام ) در ميان صحابهء پيغمبر معروف به رأى صائب و فكر ثاقب بود . بطورى كه بعضى از خلفاء وقتى كه مطلبى بر آنها فشار مىآورد ، به او پناه مىبرد ، و با وى در آن باب مشورت مىكرد ، و از فكر بلند او استمداد مىجست ، سپس با فكر عالى او حل مشكل نمود ، و گره كارشان گشوده مىگشت « 1 » . آن حضرت ( رضى اللّه عنه ؟ ! ) مردى گوشه گير ، و منزوى نبود . بلكه از بزرگان قوم و مفاخر آنان به شمار مىرفت . در تمام امور سياسى كه در عهد پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) و زمان خلفاى پيش از وى به وقوع مىپيوست ، حاضر و ناظر بود ، بلكه اوضاع سياسى مدت طولانى كه سى و پنج سال طول كشيد ، از زمان هجرت تا موقعى كه شخصا عهده‌دار خلافت گرديد - گذشته از پنج سال اول هجرت و غير از آنچه پيش از هجرت بود - در سياست كار كرده بود ، به قلب او درخشانى و به ذهنش روشنى و به فكرش عظمت بخشيد ، و كسى مانند على ( عليه السّلام )

--> ( 1 ) - چنان كه در منابع معتبر اهل تسنن روايت شده كه عمر بن الخطاب خليفهء دوم در هفتاد مورد گفت « لو لا علىّ لهلك عمر » يعنى اگر على نمىبود كه در مواقع حساس مشكل مسلمين را حل كند ، عمر به هلاكت مىافتاد .